الملا فتح الله الكاشاني
237
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
فرستادگان ويند به حق پس حق سبحانه فرمود كه حكم كنم برين طوايف در روز قيامت بر اين تفصيل كه * ( فَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا ) * پس اما آنان كه كافر شدند يعنى يهود و نصارى و ايات و نعم مرا جحود كردند * ( فَأُعَذِّبُهُمْ ) * پس عذاب كنم ايشان را * ( عَذاباً شَدِيداً ) * عذابى سخت * ( فِي الدُّنْيا ) * در اين سراى بقتل و سبى و بلزوم جزيه و خوارى * ( وَالآخِرَةِ ) * و در آن سراى بانواع عقوبات و خلود در دوزخ * ( وَما لَهُمْ ) * و نيست مر اين كافران را * ( مِنْ ناصِرِينَ ) * نصرت دهندگان در منع عذاب از ايشان * ( وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا ) * و اما آنان كه ايمان آوردند يعنى محمد ( ص ) و امت او * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كردند كارهاى شايسته * ( فَيُوَفِّيهِمْ ) * پس تمام بدهيم ايشان را و حفص يوفيهم خوانده يعنى خدا بدهد بر وجه كمال * ( أُجُورَهُمْ ) * مزدهاى ايشان را در دنيا به نيك نامى و عزت و ارجمندى و در عقبى بدرجه سامى و دل كامى * ( وَاللَّه لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ) * و خدا دوست نميدارد ستمكاران را اين كلام براى تقرير قول مذكور است و در اين آيات دلالت است بر بطلان قول كسى كه ميگويد جزا به جهت عمل نيست و بر بطلان مذهب اهل جبر و اهل احباط چه حقتعالى وعده فرموده بتوفيهء اجر كه ثواب كامل است و توفيه منافى احباط است * ( ذلِكَ ) * اين كلام كه مذكور شد در قصه عيسى و غير او * ( نَتْلُوه عَلَيْكَ ) * ميخوانيم آن را بر تو * ( مِنَ الآياتِ ) * در حالتى كه آن از جملهء علامات نبوتست و دلالت رسالت و ميتواند بود كه اين جار و مجرور خبر ذلك باشد و نتلوه حال باشد از ذلك زيرا كه بمعنى اشاره است يعنى قصه عيسى و غير او در حالتى كه ميخوانيم آن را بر تو از آيات داله بر نبوت و رسالت تست يا اينكه خبر باشد و يا ذلك منصوب المحل است بر شرط تفسير و من الآيات در معنى حال يعنى قصه عيسى را ميخوانيم بر تو در حالتى كه از آيات صريحه است بر نبوت * ( وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ ) * و از ياد كرد نيست مشتمل بر حكم و يا محكم كه ممنوع است از تطرق خلل به آن مراد قرآن است يا لوح محفوظ آوردهاند كه بعد از بيان قصه عيسى نصاراى نجران زبان اعتراض گشوده گفتند اى محمد ( ص ) تو چرا عيسى را دشنام ميدهى و نام بندگى برو مينهى اين از تو پسنديده نيست سيد عالم ( ص ) فرمود كه عياذا باللَّه كه نام عبد اللَّه مر عيسى را دشنام باشد او بندهء است فرستادهء خدا و ( كلمة القيها الى العذراء البتول ) آتش غضب كه عاقب و سيد رؤساى وفد نجران بودند بر افروخته گفتند هل رايت ولدا من غير ذكر هرگز ديدهء و شنيدهء كه فرزند بى پدر مخلوق گردد حقتعالى اين آيه فرستاد كه * ( إِنَّ مَثَلَ عِيسى ) * بدرستى كه صفت عيسى و شان غريب و عجيب او * ( عِنْدَ اللَّه ) * نزد خدا يعنى در قدرت